|
پیش از انکه بیندیشی تا چه بگوئی؟ بیندیش که چه میگویم؟ دکتر شریعتی
|
-اول نوشت: وینستون و جولیا در زمان خفقان اوری عاشق یکدیگرند به دلیل طاقت فرسا بودن
اوضاع حاکم بر جامعه وحکومت حزب تصمیم میگیرند به عضو انجمن اخوت(مخالف حکومت) درایند
اوبراین که درعین حال یکی از اعضای حزب مرکزی (عضو انجمن موافق حکومت )است بطور پنهان
در انجمن اخوت(مخالف حکومت) فعالیت دارد.
وینستون و جولیا برای عضو شدن در انجمن اخوت و پیوستن به نیروهای ضد حزب پیش اوبراین میایند و
اوبراین قوانین را اینگونه شرح میدهد:
- برای هر یک از اعضا محال است که از هویت بیش از چند عضو دیگر اگاه باشند،در صورت افتادن
به دست پلیس اندیشه نمیتواند صورت کامل اعضا یا هر گونه اطلاعاتی در اختیار انها قرار دهد.
*انجمن اخوت را نمیتوان برانداخت،چرا که سازمان به مفهوم عادی ان نیست.
- چیزی انرا پیوند نمیدهد مگر عقیده،که انهدام ناپذیر است.
*برای صیانت چیزی جز عقیده ندارید.
- از هیچ گونه رفاقت یا تشویقی برخوردار نخواهید شد.
*وقتی که عاقبت گرفتار میایید،هیچگونه یاری به شما نمیرسد.
- هیچگاه اعضای خود را یاری نمیرسانیم.
*حداکثر، وقتی کاملا لازم می اید که کسی خاموش، شود میتوانیم به طور قاچاقی تیغی را به سلول
زندانی برسانیم.
- بایستی به زندگی کردن بدون نتیجه و بدون امید عادت کنید.
*زمانی کوتاه کار میکنید، دستگیر میشوید، اعتراف میکنید و انگاه میمیرید.
- اینها تنها نتایجی هستند که شاهدشان خواهیم بود..
*احتمالی در میانه نیست که تغییر محسوسی در مدت عمرمان اتفاق بیفتد.
- ما از مردگانیم.
*تنها زندگی واقعی ما در اینده است. به صورت مشتی خاک و تراشه ای استخوان در ان
شرکت خواهیم جست.
- تنها میتوانیم شناخت خود را از فرد به فرد و نسل بعد نسل نشر دهیم.
*در رویارویی با پلیس اندیشه راه دیگری وجود ندارد.
****
ـ حاضرید جانتان را بدهید؟
ـ بله
ـ حاضرید مرتکب قتل شوید؟
ـ بله
ـ ومرتکب اعمال خرابکاری که باعث مرگ صدها افراد بیگناه شود؟
ـ بله
ـ وکشورتان را به قدرت های خارجی لو بدهید؟
ـ بله
ـ حاضرید که حقه بزنید، جعل کنید، اخاذی کنید، ذهن بچه ها را فاسد کنید، مواد مخدر پخش کنید،
امراض مقاربتی را شیوع دهید،هر کاری که مایه ی فساد اخلاق است انجام دهید؟
ـ بله
ـ حاضرید که هویت خود را گم کنید و بقیه عمر را به صورت پیشخدمت به سر اورید؟
ـ بله
ـ حاضرید که در صورت دریافت دستور از جانب ما دست به خودکشی بزنید؟
ـ بله
رو به وینستون کرد و گفت: ـ حاضرید که از هم جدا شوید و هیچ گاه یکدیگر ر ا باز نبینید؟
جولیا وسط حرف دوید و گفت: "نه"
وینستون گفت:"نه"
ـ رو به جولیا کرد و گفت: ـ این را میدانی که اگر هم زنده بماند ،چه بسا که ادم دیگری بشود؟
چه بسا که مجبور شویم هویت تازه ای به او دهیم.
چهره اش،حرکاتش،شکل دست هایش،رنگ مویش و حتی صدایش دگرگون میشود.
گاهی حتی عضوی را قطع میکنیم.
وخود تو هم ممکن است ادم دیگری بشوی.
رنگ از چهره ی جولیا پریده بود ... چیزی زمزمه کرد که نشان قبول بر ان بود.
ـ بسیار خوب پس قضیه حل شد.
...
تحقیر پذیرفته شده تحقیری است مضاعف.
از روزایی که بر ما گذشت و کارهایی که باید میکردیم و یا نمیکردیم چیزی بر یاد داریم؟
یا اصلا شوری که در درونمون بود چی؟ یادمون میاد !
هیچی، شاید باید سکوت کرد
...
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است
با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع میزنید
با جوجه های نشسته در اشیان چه میکنید؟
با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟
...
ــ یعنی باید باور کنم که تو تنها به این دلیل که کسی با من شباهتی داره عاشقش شده ای ؟
تو عاشق (شبیه من) شده ای ؟
واقعا که مسخره ست. پس من چی؟
تو به خاطر من، محض خاطر عشق به من از عشق من عبور میکنی و عاشق کسی میشی که
همه ی دلیل و محبت تو برای عاشق شدنت به اون (من) هستم ؟
ــ خداوند فرمود: که ( من باشمایم ) و ( میشنوم ) و ( میبینم ).
سوره طه/ایه۴۶
با خوندن این ایه توی دلت چه حسی میکنی؟
یه حس ارامش که خدا باهاته حرفها و گله هاتو دعاهات رو میشنوه و میبینه که چه بنده ی ... داره
یا یه حس ترس و خجالت که پروردگارت باهاته میشنوه و میبینتت
؟؟؟
پ.ن:سه کلمه ی( با شمایم میشنوم میبینم ) کاملا حس رو منتقل میکنه و کامل هستش
احتیاجی به کلمه های تکمیل کننده نداره برای همین مفصل ننوشم
همانا که قران کامل و جامع ست و با یک کلمه میتونه دو یا چند حس رو در ادم زنده کنه و به فکر بندازه
هرچه بیشتر در این قفس، کبوتر اسیر بماند، ارام ارم پرواز را از یاد خواهد برد....
تا انجا که بعضی کبوتران را اگر از قفس ازاد کنی خواهند مرد ...
فهم اینکه اثر لحظه ای، حاصل جریان در زمان است !
نه لزوما همان لحظه !
ــ دیود
بعضی وقتا یه چیزایی برامون خیلی مهمه خیلیم سعی میکنیم بهش برسیم حتی زمان هم خرجش
میکنیم ، اما در اخر اونی نمیشه که میخوای، یه سریا میگن چشت کور درست زحمت میکشیدی،
یه سریا هم میگن قسمته، یه سریا میشکنن و کلا رسیدن به خواسته ها رو غیر ممکن میدونن و کلا
سعی و رسیدن به بقیه چیزارو ول میکنن، یه سریا هم که ماشالا اخر اراده و صبر و مقاومت و این چیزا
انقدر براشون گرون درمیاد که کلا بیخیال زندگی میشن،
اما...
اما یه سری دیگه هم داریم" ادمای روشن فکری که هیچ وقت ظاهر هیچیو نمیبنن، حتی شکست،
این روشن فکرا میگن: حالا که نشد اشکالی نداره بقیه راهو درست میکنم، مهم موفقیت منه که اونم
میتونم تو این راهی که الان جلومه به دستش بیارم، مهم اینه که من تو هر راهی که توشم بهترین
باشم ... مهم بهترین بودنه نه ...
نمیدونم شاید نوشتن این پست به نوعی اول یه متن کامل درخور غیبت این چند ماهه بخواد
اما الان بعد از مدت ها فقط اومدم رنگ و بوی اینجا و بچه ها رو ببینم
سر فرصت حتما این پست رو کامل میکنم
برمیگردم ...
ذلک بان الله لم یک مغیرا نعمة
انعمها علی قوم
حتی یغیروا ما بانفسهم
ان الله سمیع علیم
این بدان سبب است که خداوند تغییر نمیدهد نعمتی را که
بر قومی ارزانی داشته
مگر انکه انها تغییر دهند
وضع خویش را
بدرستی که خداوند شنوا و داناست
(سوره انفال-ایه ۵۳ )
ان الله لا یغیر ما بقوم
حتی یغیروا ما بانفسهم
خداوند وضع هیچ گروهی را تغییر نمیدهد
مگر انکه انها خود وضع خویش را دگرگون سازند
(تفسیر نور الثقلین-ج ۲ )
همه روزها و زمانه ها جای یه کس و یه چیز خیلی خالیه. جای خیلی چیزا خالی شده.
*یه کی تمام هستی و زندگیش یه ماشین قراضه ی قرضیه که یه زندگی رو به زور داره میچرخونه،
یه روز تو اقدسیه که از دور دور جوونا به بهونه ی انتخابات ترافیک سنگینی شده،ماشینش بین چشم اون
همه ادم و توی اون ترافیک زیر بارون و باد شدید با مسافرهای توی ماشین خراب میشه در صورتی که
یه ردیف اون طرف تر یه پسر جوون که هیچ چیز نچشیده جز راحتی پشت یه ماشین ۱۰۰میلیونی
نشسته و داره دخترهای ماشین بقلی رو دید میزنه و انگار حتی اون ماشین خراب رو نمیبینه !
یکی مثل اون با یکی دو میلیون میتونه یه ماشین بهتر بخره که اینجوری گرفتار نشه، فکر اینکه خرج
ماشین و زندگیشو از کجا بیاره و پول دانشگاه پسرش و جهزیه دخترش و کرایه خونه و بیمارستان مادرش
و ... رو از کجا بیاره تنش یه دفعه میلرزه و برای هزارمین بار کم میاره و باز تنها توی دلش میگه: خدااااا
تو کمکم کن که تو مهربون و توانایی ...
چرا بعضیا هم کور شدن هم کر ؟!!! یعنی ما هیچ وقت محتاج نمیشیم ؟!!! حتی یادشون رفته ادمن !!!
***کاش کسی بیاد که وقتی یه شب میرم بیرون بدبختی مردم رو نبینم که بهم بریزم ...
پ.ن.۱ : از این جمله ی میر حسین خیلی خوشم میاد: ادب مرد به ز دولت اوست .
پ.ن.۲ : خدا رو شکر حال عزیزم بهتر شده ولی خدا بعدش رو به خیر کنه .